پاپیه ماشه

پاپیه ماشه در اصطلاح امروز هنر ساخت جعبه؛ قلمدان؛ قاب؛ آینه و دیگر اشیل تزیینی با طرح و نقشهای ظریف و رنگارنگ که جنس و ماهیت آن از مقوای فشرده است.

تاریخچه پاپیه ماشه:

آغاز پاپیه‌ماشه‌سازی و اینکه کدام ملت مبتکر آن بوده است به درستی روشن نیست. «هنر جلدسازی و قلمدان‌سازی و جعبه‌سازی ایران شباهت زیاد به هنر نقاشی زیر لاک چینی‌ها دارد» (بهنام، ۱۳۴۱). اشیای به دست آمده از پاپیه‌ماشه که باقی‌مانده از دوران سلسله «هان» در چین است، نشان از قدمت این هنر دارد که درواقع به قدمت اختراع خود کاغذ است. اشیا و ابزاری از قبیل کلاه‌های تشریفاتی، نظامی و همچنین درپوش ظرف‌های کشف‌شده، متعلق به سلسله «هان»، از ماده‌ای به‌عنوان پاپیه‌ماشه ساخته شده است» (ابراهیمی، ۱۳۷۸).

در کشور روسیه نیز در قرون اخیر این هنر بسیار معمول بوده است. به طوری که نمی‌توان فهمید از کدام‌یک از این کشورها، نقاشی زیر لاک به کشور دیگر نفوذ یافته است. در موزه ارمیتاژ لنینگراد۳ نمونه‌های بسیار خوبی از این‌گونه اشیا دیده می‌شود (بهنام، ۱۳۴۳). در سرزمین هند نیز این هنر با همان نام پاپیه‌ماشه رواج دارد.

در سرزمین ایران، به احتمال زیاد این شیوه از شهر هرات آغاز گردیده است (ابراهیمی، ۱۳۷۸). مطالعات پژوهشگران درباره جلدهای لاکی اواخر سده پانزدهم میلادی نشان می‌دهد که دربار سلطان‌حسین‌میرزا در هرات در توسعه‌ اولیه این هنر نقش بسزایی داشته است (خلیلی و رابی، ۱۳۸۶: ۱۴). برای نمونه می‌توان به یک جلد مربوط به نسخه خطی مثنوی و متعلق به «موزه اسلام و ترک» شهر استانبول اشاره نمود. سطح جلد ابتدا از یک ورق گچ پوشانده شده است و آن‌گاه بر روی یک زمینه از رنگ و روغن سیاه، تصویر صدها شکوفه زیبا را با دقت و ظرافت تمام نقش نموده‌اند» (آشنایی با چند اثر بدیع از هنرمندان جلدساز ایرانی، ۱۳۴۵).

در عصر تیموری به موازات دستاوردهای هنری مرتبط با کتابت، از قبیل خوشنویسی، نگارگری، تذهیب و صحافی، می‌توان گمان برد که قلمدان‌سازی نیز دستخوش تحول و تغییر تکنیک در ساخت شده باشد و به علت توجه خاصی که شاهان و شاهزادگان و دولتمردان زمان نسبت به هنر خوشنویسی داشته‌اند، این ابزار نگارش جنبه هنری و تزیینی پیدا کرده باشد (صبا، ۱۳۴۵).

اگر آغاز قلمدان‌سازی از جنس مقوا را متعلق به دوره تیموری فرض کنیم، چون چیزی که استواردارنده این موضوع به قطع یقین باشد به دست نیامده است، از مرحله حدس و گمان قدمی فراتر نمی‌توان نهاد. اما آنچه مسلم است ترقی قلمدان مقوایی مربوط به اواخر دوران صفوی است. اسناد و مدارک موجود، گواه بر آن است که در دوره صفویه، هنرمندان به موازات ساختن سایر انواع صنایع دستی، به ساخت آثار پاپیه‌ماشه مبادرت ورزیده‌اند. آنچه از قلمدان‌های دوره صفوی به نظر رسیده، از تاریخ ۱۰۷۰ هجری به بعد بوده است.

این هنر در ولایت‌هایی چون اصفهان، یزد، آذربایجان، کاشان، تهران و قزوین رواج داشت (ابراهیمی، ۱۳۷۸) که در این میان، شهرهای قزوین و اصفهان مراکز عمده تولید محصولات پاپیه‌ماشه بود. در عصر قاجار و اوایل دوره پهلوی، بخش وسیعی از بازار تهران در حوالی «مسجد امام» و نیز سرتاسر بازار حلبی‌سازهای فعلی را کارگاه‌های قلمدان‌سازی تشکیل می‌داد و محصولات تولیدی آن‌ها ضمن تأمین احتیاجات داخلی به خارج از کشور نیز صادر می‌شد. با این حال گفته شده است که سیر نزولی این هنر از اواخر دوره سلطنت مظفرالدین‌شاه شروع شده است؛ زمانی که عکس‌برگردان‌های زیادی از فرنگ وارد کشورمان شد و از همین تاریخ بود که کار نقاشان قلمدان از رونق افتاد و به صنعت قلمدان‌سازی لطمه جبران‌ناپذیری وارد شد و در پی آن نقاشان از گردونه تولید خارج شدند، چرا که قلمدان‌ساز به راحتی می‌توانست عکس‌برگردان‌ها را بر روی قلمدان منتقل کند. با وجود این، پاپیه‌ماشه‌سازان با تهیه و تولید وسایل مصرفی، از جمله: رحل قرآن، قاب آیینه، جلد آلبوم، جاپاکتی، قاب عکس، قوطی انواع پودرها، جعبه جواهر، جلد کتاب و … توانستند تا حدودی این هنر را زنده نگه دارند. در حال حاضر در شهرهایی چون اصفهان همچنان به این هنر پرداخته می‌شود.

روش تولید و مراحل ساخت پاپیه ماشه

ساخت اشیایی که با روش پاپیه ماشه تولید می‌شد به دو روش خمیری و کاغذی انجام می‌گیرد که ابتدا به شرح روش خمیری پرداخته می‌شود.

روش خمیری

برای تهیه‌ی خمیر کاغذی ابتدا کاغذهای باطله‌‌ی خرد شده را خیس می‌کنند تا کاملا نرم شود. سپس آب آن به وسیله‌ی پارچه‌ای گرفته می‌شود و در هاون سنگی با سریش می‌کوبند تا خمیری قهوه‌ای مایل به خاکستری به دست آید. البته امروزه از دستگاه‌های برقی مانند مخلوط کن نیز استفاده می‌شود تا خمیری یک‌دست با سرعت بالا تولید شود. پس از تهیه‌ی خمیر با کاغذ روغنی تمام سطح قالب را می‌پوشانند، به طوری که منفذی باقی نماند. یک لایه کاغذ را به دور قالب پیچیده و بعد لایه‌ای از خمیر را به یک ضخامت روی تمام سطح قالب قرار می‌دهند و قبل از خشک شدن کامل، آن را به وسیله‌ای می‌کوبند و با شی‌ای صیقلی مهره می‌کشند تا کاملا فشرده گردد. پس از خشک شدن کامل به همان روش که گفته شد چند لایه‌ی دیگر خمیر بر آن قرار می‌دهند تا به ضخامت مورد نظر برسد. در آخر سطوح شی را به وسیله‌ی سوهان و سمباده صاف می‌کنند و کاغذ مرغوبی را روی آن می‌چسبانند و با تیغ، دهانه‌ی غلاف را می‌برَند و قالب را از غلاف بیرون می‌کشند. کاغذ روغنی کمک می‌کند محصول تولید شده به راحتی از قالب جدا شود.

 

روش کاغذی

ابتدا قالب شی مورد نظر را با دو کاغذ روغنی می‌پوشانند. سپس کاغذی را دور قالب قرار می‌دهند. کاغذهایی را که برای ساخت قلمدان در نظر گرفته‌اند، در اندازه‌ی لازم می‌برند و به سریش آغشته می‌کنند و بر روی شی می‌پیچند.

پس از چسباندن کاغذ سوم، توسط سوهان چوب‌ساب روی آن ضرباتی متوالی وارد می‌کنند تا الیاف کاغذها در هم فرو رود و روی آن را آغشته به سریش می‌کنند و می‌گذارند تا خشک شود. قبل از آن‌که کاملا خشک شود، آن را به وسیله‌ی شی‌ای صیقلی مهره‌کشی می‌کنند و پس از خشک شدن کامل، لایه‌های دیگر را به همان ترتیب می‌چسبانند تا به ضخامت مورد نظر برسد. انتهای کار به همان صورت روش قبلی است.

برای نقاشی روی سطح شی‌ای را بوم‌سازی (زمینه سازی) می‌کنند برای اجرای طرح از رنگ‌ها‌ی محلول در آب استفاده می‌کنند. در پایان، سطح نقاشی شده را با قشری ضخیم از روغن‌کمان (مخلوطی از روغن بزرک، روغن سندروس و روغن جلا) می‌پوشانند. از این رو نقاشی لاکی نمودی همانند نقاشی رنگ روغنی دارد.

در هر منطقه از روغن و یا ماده‌ی خاصی برای جدا کردن قالب از مقوا (در ساخت اشیایی مثل قلمدان که نیاز به قالب دارد) استفاده می‌شد. در قزوین بیشتر از روغن دنبه برای این کار استفاده می‌شد. زیرا نرم و فاقد چسبندگی بود و براحتی می‌توانستند با زدن این روغن روی قالب پس از خشک شدن مقوا در درون قالب این دو را از هم جدا کنند.

بعضی از نقاشان و جلدسازان روی این صفحه‌ی سفید را روغن کمان یا سندروس می‌زنند و پس از آن‌که، آن را با لعاب سریشم واشور کردند به نقاشی روی آن مبادرت می‌کنند. این لعاب سریشم را از آن جهت به کار می‌برند که چربی روغن کمان را از بین ببرد تا بتوان روی آن نقاشی کرد. پس از آن‌که نقاشی جلد به اتمام رسید، روی آن چند دست روغن کمان می‌زنند و پس از هر بار روغن کمان زدن، آن‌ها را در جعبه‌های شیشه‌ای که دارای چند منفذ برای عبور هواست قرار می‌دهند تا عاری ار هر گونه گرد و غبار، کاملا خشک شوند.

نقوش به کار رفته توسط هنرمندان قزوینی بر این اشیا بیشتر شامل مناظر و طبیعت بوده است. نقوشی که در نقاشی های روی چوب خانه‌های دوره‌ی قاجار نیز می‌توان مشاهده کرد. امروزه نیز هنرمندانی در قزوین چون آقای سید احمد عقیلی تکیه زاده و خانم رحیمه سادات حسینی به تولید آن اشتغال دارند.

 

mahmodi66
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.